شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

نمی‌گذشت اگر مقصدش رسیدن بود /محمود نگهداری

چهارشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۲۱ ق.ظ

 

و او که از غزلی با ردیفِ رفتن بود
نمی‌گذشت! اگر مقصدش رسیدن بود

گذشت از من و از من گذشت فصلِ نگاه
که رسمِ کهنه او رفتن و ندیدن بود ...

کسی که شوقِ مرا از "سلامِ" من می‌دید
و لحظه های "جوابش" ورایِ گفتن بود

کسی که شور و شراب از نگاهِ او می‌ریخت
به رویِ دفترِ شعری که موطنِ من بود

از آن چراغ که "از رویِ پلکِ شب" برداشت
"اتاقِ آبیِ" شعرم همیشه روشن بود

کسی که چشم مرا رو به آینه وا کرد
و دید، آینه که نیمه ام همین زن بود

قرار بود بماند - قرارِ من باشد
تمامِ عمر ولی بی قرارِ رفتن بود



محمود نگهداری

*اتاق آبی؛ کتابی از سهراب سپهری
**رویِ پلک شب؛ از سروده های سهراب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی