شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشعار نیماشاهینی» ثبت شده است

گذشتن از تو

شناگر قابل میخواهد

میگویند

موجهایت شهرها ویران میکند !



نیماشاهینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۱۳:۱۷
ad min


بوی نم کاهگل باران خورده
قدمی باز زنم در خاطره ان کوچه خالی
پر چینهایش کوتاه

کوچه افکارم پر زگل و خاک
دلم من روی به اسمان است
پای در گل دارم
اندیشه اغشته شد با نم خاک
همراه نسیم
در سفر با خنکای صبح دم
ابرهای سپید دسته دسته پر ز باران
و من محو تماشای اسمان ابی
چه جلای دارد این رنگ سپید
صورتم در وزش خنکای نسیم
حسی خوبی دارم
چه سبک بود خیالت
من بتو پیوستم
پای در گل داشتن و دلت در هوس شوق سما
دیگر ندویدم
زهراس نم باران که به تندی می رود اکنون
سنگی شسته شده
در کنارگل پیچک تکیه بر دیوار گلی شسته شده زنم باران
یاد ایام نا کامی و اندوه
می شوید اندوه مرا این قاصد پاکی
و به یادت خندانم
صورتم غرق در ادراک شتاب ریزش باران
بسیار شادم
که دوباره بازگشت
سیمرغ شاهنامه من....

نیماشاهینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۱۳:۰۲
ad min

به عشق تو ای خورشید

عریان شدم

و مراسوزاندی

گویا تو هم میدانی ای معشوق،

عاشق سزاوار سوختن است.

نیماشاهینی

...............

 

دیر زمانیست
که نشئگی یاد تو را
به خاطر نمی آورم
افیون افغان میخواهد و زغال کرمان
شاید این خماریت را چاره کند...

نیماشاهینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۰:۵۲
ad min

عشق نافرجام

چه روح لطیفی دارد مهربانیت

گویا پیله ابریشمیست تنیده بگرد دلم

پاهایم عزم رفتن دارد

این چه گره ایست بردلم

بوی تنت مشامم را افسارزده است

گمان میبرم که رفته ام

چه میگویی که رفته ام

دیریست که در خاک درت گرفتار مانده ام

برق نگاهت برده هوش از سرم

وباز خیالی و مهتابی و برکه پرابی

وباز نگاهی ....آهی


نیماشاهینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۵ ، ۱۰:۲۳
ad min