شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «محمدعلی ساکی» ثبت شده است

مشروطی حتی ترم آخر هم نیاوردم

درپاسخ پرسیدن از راز بقای عشق
برهان ترد غیر مستحکم نیا وردم

پشت سرم حرف زیادی بود پیش ازاین
ازحرف بدخواهان به ابرو خم نیاوردم

داروی درد مزمن مردم شدم اما
تنهابرای درد خود مرهم نیاوردم

ابلیس خودرا خفه کردم با خیال تو
نامی زحوا گندم و آدم نیاوردم

شعری برایت بافتم باتاروپود عشق
اما برایت برگه ی شعرم نیاوردم

گم کرده بودم دست وپایم را به طوری که
از خاطرم رفت و گل مریم نیاوردم

 

ارسالی توسط آقای محمدعلی ساکی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۲
ad min

دیدم برای کفتر دل دانه می پاشی
من انتظار از تو ندارم مهربان باشی

با رنگ تیره می کشی تصویر موهومی
از من میان ابر وباد بوم نقاشی

در باورت تصویر سجیل و پرستو نیست
ای ابرهه دستور می گیری زنجاشی؟

انگیزه ات تخریب کعه بوده با تعجیل
لشگر به مکه می کشی عصیانگر ناشی؟

منظورت این بوده که تحت سلطه ات باشم
وقتی که از من غم بسازی مرد خشخاشی

قصد براندازی مگر در سینه ام داری
با انقلاب مخملینی تا فرو پاشی

محمدعلی ساکی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۱۳:۵۲
ad min


خورشید که زد شعر سپیدی بنویس
برنامه ی جذاب مفیدی بنویس

خورشید هم از شعر خوشش می آید
هرصبح رباعی جدیدی بنویس

محمدعلی ساکی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۵ ، ۱۲:۴۷
ad min

ای صبح بیا آینه بارانم کن
برسفره ی آفتاب مهمانم کن

آنقدر به من بتاب تا سبز شوم
پیش همه آفتابگردانم کن



محمدعلی ساکی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۲:۲۹
ad min