شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

اشعار باغبان/ مهدی حمیدی شیرازی

يكشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۰۸ ق.ظ

از برون آمد صدای باغبان      

گفت کو ارباب؟ کارش داشتم


از درون گفتم که اینجایم، بگو      

گفت هر جا هرچه باید کاشتم


گفتم آخر بود در گل های تو       

ناز دلخواهی که گـفتم داشتی؟


گفت در وا کن بیا بیرون ببین       

هرگز این گل‌ها که کِشتم کاشتی؟

 

رفتم و دیدم که سِـحر باغبان       

مـعنی نـاسازگاری  سوخته


آتشی از شمعدانی‌های سرخ       

در حریر  سبزه‌ ها  افروخته

 

جعد شـبنم دار سنبل خورده تاب       

در هوا پاشیده مشک و زعفـران


چشم  مست نرگس بیدادگر       

بازگشته  تازه  از خواب گران

 

و آن بنفشه زرد و مشکین و کبود       

غرق گل چسبیده  در آغوش هم


تا جَهَد از محبس شمشاد ها       

رفته  بالا  از سر و از دوش هم

 

زیر تار گیسوی افشان بید       

سوسن و مینا و ناز افتاده است


هر زمان در سینه‌ی گلهای سرخ       

برگ لرزان چناران برده  ادست

 

لحظه ‌ای در هر گلی کردم نگاه      

 زیر لب گفتم که پس آن ناز کو؟


باغبان بر شاخه‌ای انگشت زد 

یعنی این ناز است، چشم باز کو؟

 

گفتم  این  را  دیده  بودم  پیش از این 

این کجا ناز است؟ ایـن نـاز شماست


خشمگین شد گفت جز یک ناز نیست 

یا  اگر باشد به  شیراز شماست

 

بـاغبان گر این سخن بی طعنه گفت 

راستی را چـشم جانش باز بود


کان گل نازی که دلخواه من است 

یک گل ناز است و در شیراز بود

 

 

مهدی حمیدی شیرازی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی