شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

گویا که این غریبه کسی جز خدا نداشت/علی دولتیان

چهارشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۱۹ ق.ظ

برچسب ها:شعر زیبا,شعر خواندنی,شعر کهن,شعر 95,شعربزرگان,شعر جدید,اشعار
علی دولتیان,شعرعلی دولتیان,علی دولتیان





می رفت یک مسافــر و یک آشنا نداشت

گویا که این غریبه کسی جز خدا نداشت

می گفت : مـــی روم کـــه نگویند همرهان

در نیمه ی راه ماند و به عهدش وفا نداشت

گفتیم:ای ستاره ی شب تا سحر بمان

او عاشقــانه رفت و به مـا اعتنا نداشت

در کوچـــه های عشق نشستی به انتظار

گفتی:چگونه رفت که پایش صدا نداشت؟!

تهمت نمی زنم که تو در خواب بوده ای

شاید غـــزال عشق تو قصد ریا نداشت

او در سکـــوت رفت و تــــو فکـــر صدای پا

سوگند!این غریبه ی عاشق که پا نداشت

 

علی دولتیان




برچسب ها:شعر زیبا,شعر خواندنی,شعر کهن,شعر 95,شعربزرگان,شعر جدید,اشعار
علی دولتیان,شعرعلی دولتیان,علی دولتیان


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۱۹
ad min

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی