شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

برچسب ها:شعر زیبا,شعر خواندنی,شعر کهن,شعر 95,شعربزرگان,شعر جدید,اشعار بهروز جوانمرد,شعربهروز جوانمرد,بهروز جوانمرد



مثل رود تسلیمم ناگزیر درفتن
شبنمی سحر خیزم روی برگ تر رفتن


راه روشنا پیداست در سکوت صد معناست
هر نفس سکوتم شد سمت عشق پر رفتن


تو هنوز آنجایی بخت هرتماشایی
درهوای دیدارت کوه را سفر رفتن


مرغ عاشقی آمد تارعشق در پودش
لب گشود با شادی با شما سفر رفتن


عصر دود وآهن شد اکتشاف برقی نو
برق چشمایت هم بدترین خبر رفتن


حال عشقبازان راهر کسی نمی فهمد
در جنون زبی عقلی پر زنی زسر رفتن


تو نیامدی عشقم من هنوز بی تابم
ترس من زاین باشد سوی هرجگر رفتن

 

بهروز جوانمرد




برچسب ها:شعر زیبا,شعر خواندنی,شعر کهن,شعر 95,شعربزرگان,شعر جدید,اشعار بهروز جوانمرد,شعربهروز جوانمرد,بهروز جوانمرد


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۱۵
ad min

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی