شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
من مانده‌ام این‌جا که حلال است، حرام است؟
 
با این که به فتوای دل اشکال ندارد
گریار پسندید ترا کار تمام است
 
در مذهب ما باده حلال است، ولی حیف
در مذهب اسلام همین باده حرام است
 
شد قافیه تکرار ولی مسئله‌ی نیست
چون شاعر این بیت طرفدار نظام است
 
این ماه شب چاردهم در شب مهتاب
یا این که نه، همسایه ما در لب بام است.
 
در مجلس اگر جای خودت را نشناسی
این جا است که مفهوم قعود تو قیام است
 
پرسید طبیبم که پس از رفتن یارت
وضع تو اعم از بد و از خوب کدام است
 
از این که چه آمد به سرم هیچ نگفتم
گفتم دل من سوخت، نفهمید کجام است
 
ناصر فیض

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی