شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

لااقل بسته است یک جایی سر قلاده ام/حسین زحمتکش

سه شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۵۴ ب.ظ

ای که گفتی دین ندارم، لااقل آزاده ام

لااقل بسته است یک جایی سر قلاده ام

 

شهر مُهر بی نمازی زد به پیشانیم و من

با کسی چیزی نخواهم گفت جز سجاده ام

 

آبروی رفته ام ای کاش باد آورده بود

آنچه با زحمت به دست آوردم از کف داده ام

 

هیچکس هرگز نماز کاملی در من نخواند

مثل مسجد های متروک میان جاده ام

 

کاش سوزن بودم و یکروز می دیدی مرا

چیستم؟ کاهی که در انبار کاه افتاده ام

 

هرچه خواندم از کتاب زندگی دیگر بس است

امتحانت را بگیر ای مرگ من آماده ام

 

حسین زحمتکش

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی