شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

شعر عاشقانه ,گنجینه شعر,اشعار مولانا

شعر مولانا,شعر سعدی,شعر جدید,شعر غزل,شعر غمگین,شعر مادر,شعر درسی,شعر رستم,شعر مجنون,شعرپاییز,شعر زمستان,اشعار سهراب سپهری,مولانا,اشعار فریدون مشیری

 

در سرزمیــن من زنـــی از جنـــس آه نیست

این یک حقیقت است که در برکه ماه نیست

این یک حقیقت است که در هفت شهر عشق

دیگر دلــــی بــرای سفـــــر رو بــــه راه نیست

راندند مـــــردم از دل پرکینه ، عشـــــق را

گفتند : جای مست در این خانقاه نیست

دنیا بدون عشق چـــه دنیای مضحکـــی ست

شطرنج مسخره ست زمانی که شاه نیست

زن یک پرنده است کــــه در عصـــر احتمال

گاهی میان پنجره ها هست و گاه نیست

افسرده می شوی اگر ای دوست حس کنی

جـــز میله های سرد قفس تکیه گــاه نیست

در عشق آن که یکسره دل باخت ، برده است

در این قمــــار صحبتــــی از اشتبـــــاه نیست

فردا کـــــه گسترند ، ترازوی داد را

آنجا که کوه بیشتر از پرکاه نیست،

سودابـــه رو سپید و سیـــاووش رو سفید

در رستخیز عشق کسی رو سیاه نیست

 

علیرضا بدیع

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی